از اون موقع، که بهار بود و تو شروع کردی به منم گفتی که شروع کنم
و گذشت و گذشت و گذشت و پاییز شد
و من برای آرامش خودم، برای هدیه دادن امید
برای ردٌپایی دستِ کم برای دخترم نیکا
برای اینکه بدون باقی موندن هیچ نقشی ، منقرض نشم
و برای شادیِ دلِ تو ، می نویسم
تو زاده ی بهاری و می میری برای پاییز
پس بالاخره تصمیم گرفتی بنویسی
تولدت مبارک
با دیدن بعضی ها آدم فکر میکنه اونروز روز تولدشونه، ولی نیست، اونا همیشه اینجورین، همیشه جوری باش که انگار همین الان بدنیا اومدی
سلام،خوشحالم كه شما رو تو جمع وبلاگ نويسها مي بينم.
منتظر پستهاي زيباي يك متولد مهري هستم.
مطمئنم بهترينه!
خیلی زیباست.
موفق باشید.
marko