خوراک‌ها:
نوشته
دیدگاه‌ها

Archive for اکتبر, 2006

… سکوت …

Read Full Post »

كلمه

كلمه ها حادثه اند
در عرق ريزان روح مراقب كلمه ها باشيم، مراقب حادثه هايی كه از آنها زاييده ميشوند

Read Full Post »

انتخاب

خانم شما خودتون انتخاب كردين؟

چی رو؟

اومدنتون به اين دنيا رو

يعنی چی ؟
اصلا خودتون انتخاب كردين پدر و مادرتونو، شهرتونو ، كشورتونو؟
خانم شما دوست نداشتين مثلا مثله يكی ازاين خارجيا باشين؟
خداييش دوست نداشتين تو اروپايی ، امريکايی يا یه جای بهشت ديگه به دنيا می اومدين؟
همش زوره ، زور داره [...]

Read Full Post »

درخت پیر

نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری

Read Full Post »

پروانه

معجزه زيبايی ست كه پيله ات را بشكافی ، رها كنی و پروانه باشی
ميتوانی ميتوانی ميتوانی
پروانه پروانه پروانه
باشی باشی باشی
با دل نگاه كن

Read Full Post »

آرامش

شاید همیشه دنبال آرامش بودی
آرامش ِ آرامش ِ آرامش
کلمه ای که همیشه دنبالش بودی
بی آنکه بفهمی در کنار توست
او

Read Full Post »

… و سهم من

وقتی که شادی، آزادی، سلامتی، قدم برمیداری، سایه میاندازی، می آیی، نگاه میکنی، فکر میکنی، حرف میزنی
میخندی، میخندی، میخندی، میخندی، میخندی، چنان میخندی که فقط من میفهمم
لبخند تو سهم بوسه ی من است لبخند تو

Read Full Post »

دوباره…

امروز مادرم گفت : بگو آآآب ، بگو با… با
ومتولٌد شدم دوباره ، امٌا … تولٌدِ يك مادر
و دوباره مادرم گفت : نيكا ! بگو مامان ! ما… ما… ن

Read Full Post »

باران

وقتی اوٌلین بارونِ پاییزی، شبِ تولٌدِ تو بباره ، چه حسٌی داری؟

Read Full Post »

برای ليزا

تمامِ رنگهای سبزِ سيب و سفيدِ گلهای پنج پر و زردی تك گلِ زرد و سرخی لبها و گونه ها و آرامشِ نهفته در پشت پلكها وشفافيتِ عريانی، برای ليزا كه فقط خودش وقتی اين را بخواند
ميداند كه منظورم خودِ اوست

Read Full Post »

ردٌ پا

شايد قبلا من و تو با هم از اينجا گذر كرديم ! شايد تو… شايد من

Read Full Post »