دارم می میرم از ترس و اضطراب ،
نمیدونم از تو یا خودم
از خودم که هستم یا نیستم
از تو که می آیی یا نه
اما،
اومدی مثل یک جوجه
منم بودم مثل یک کوِه از جا کنده شده ،
حالا هم همان ثانیه و لحظه میترسم
از تو که هی جوانه میزنی
از خودم که جوانه هام خشک میشن