خوراک‌ها:
نوشته
دیدگاه‌ها

Archive for نوامبر, 2008

پر

ذهنت خالی
جسمت خالی
چشمت بسته
دستت رها
قلبت پر
روحت پر
         پرواز
         پرواز کن

Read Full Post »

نشانی

نمی خواهم
نمی خواهم نشانی
نمی خواهم هیچ نشانی
نمی خواهم هیچ نشانی بگذارم
                              نشانی بــدهــم
                                       نشانی بگــیـرم
                                 گمنامِِ  گمنام

Read Full Post »

Read Full Post »

انحنا

یک انحنای رو به بالا
مثل ماه
منحنی های قرمز، صورتی، قهوه ای
گاهی یک انحنای دیگر بر رویش
دوست داری این انحنا را
دوست دارند این انحنای رو به بالا را
زیبا می شوی،دوست داشتنی،مهربان
اما
وقتی این انحنا رو به پایین می شود
بیشتر دوستت دارند
لبخند زیبا
 

Read Full Post »

تهوع

 -بفرمایید!
-حالت تهوع دارم آقای دکتر
-باردارید؟
-خیر
-مسموم شده اید؟
-نه آقای دکتر دو روزه از تهوع چیزی نخوردم
-تب وسردرد دارید؟
-خیر فقط حالت تهوع دارم
-از کی این طوری شدید؟
-از وقتی سوپر مارکت رقتم،شیر خریدم و اومدم بیرون ، دختر بچه ای رو بیرون سوپر مارکت دیدم که زل زده بود به مشتری هایی که خرید میکردند
-با اون دختر تماس [...]

Read Full Post »

تراشه روح

آشنا شدم
دوست شدم
محبت کردم
روحم تراشیده شد
و اکنون
با خودم غریبه ام
و تو
حتی تراشه های روحم را در آیینه آب نمیبینی

Read Full Post »