مارس 4, 2009 بدست mahnazsalehi
تو را چه ميشود ، چند وقتي است حتي به خودت نيز در آينه لبخند نزدي؟
ارسال شده در Uncategorized | 3 دیدگاه
اگر بهار بيايد…
آينه اي برابر آينه ات ميگذارم تا از تو ابديتي بسازم … (شاملو)
… نه به خاطر فقط خنده هات، نه فقط به خاطر شاديهات، نه فقط بخاطر آن لحظه هايي كه سرزنده اي… هميشه ميخواهمت … به خاطر همه داشته ها و نداشته هات، همه غمها و شاديهات، به خاطر بودنت … خودت …
اگه به آينه نگاه كنم ميگه و
تو همو ني كه يه روز . . . . . . . . . . . .
به آهنگ فرهاد مراجعه شود.
RSS دیدگاهها
نام (لازم)
رایانشانی (منتشر نخواهد شد) (لازم)
وبگاه
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق رایانامه آگاه کن.
اگر بهار بيايد…
آينه اي برابر آينه ات ميگذارم
تا از تو ابديتي بسازم … (شاملو)
… نه به خاطر فقط خنده هات، نه فقط به خاطر شاديهات، نه فقط بخاطر آن لحظه هايي كه سرزنده اي… هميشه ميخواهمت … به خاطر همه داشته ها و نداشته هات، همه غمها و شاديهات، به خاطر بودنت … خودت …
اگه به آينه نگاه كنم ميگه و
تو همو ني كه يه روز . . . . . . . . . . . .
به آهنگ فرهاد مراجعه شود.